اولین دیدار

خرید بک لینک
قرار ما ساعت پنج بود بهم گفتی کجا اقامت می کنید گفتم تا یه استراحتی کنم میام هتل گرفتم آدرس خونه را خواستم برام فرستادی حس میکردم تو هم مثل من هیجان داری ولی به خوبی می تونی کنترل کنی اینکه بروزش ندی رو شون کنترل داشته باشی شاید خوب باشه اما پوشیده از من نیست

من وسایل هتل جمع جور کردم نهار با بی میلی تو اوج هیجان خوردم هر چه ساعت نزدیک می شد به ساعت ملاقات من آواره تر می شدم ساعت چهار هتل ترک کردم یک ساعت گذاشتم برای پیدا کردن آدرس ولی بیست دقیقه بیشتر طول نکشید که پیدات کردم

برای اولین دیدار بهترین لباس اسپورتم پوشیدم یه لباس مردانه که رنگ های شادی داشت یه شلوار جین انتخاب کرده بودم که به بلوزم بیاد قبل از پوشیدن لباسام که با وسواس تمام انتخاب کرده بودم به بدنم عطر زدم می تونم بگم با عطر حمام کرده بودم بعد از پوشیدن لباس هم باز به لباسام عطر زدم من همیشه عطر زیاد استفاده می کنم اما امروز کاملا فرق داشت بیشتر از همیشه وسواس خرج میکردم به همه چیز حساس شده بودم همه چیز رو چک می کردم باز کفش هایم نگاا کردم خط اتو پیرهنم باز چک کردم سشوار خاموش روشن انقدر کردم که به فریاد اومده بود جورابمو برای بار سوم عوض می کردم به هارمونی رنگ ها شک می کردم من دچار شک شده بودم دکمه های پیرهنم باز کردم این بار چهارم بود که کل لباسام عوض می کردم نمی پسندیدم من دیوانه وار خودم را برانداز می کردم موهام سشوار میکشیدم صورتم عطر میزدم ساعتم دستبندم به دستم انداختم ماشین از کارواش اورده بودن وسایل منتقل کردم به ماشین هر چیز رو سر جاش گذاشتم مرتب کردم به آینه ماشین خیره شده بودم از این حال بدم خسته بودم همه چیز برای دیدنت آماده بود

اولین دیدار...

ما را در سایت اولین دیدار دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 184 تاريخ: پنجشنبه 16 اسفند 1397 ساعت: 0:36

صفحه بندی